دقیقه ها به تب انتظارمی میرند
وروح آینه ها درغبارمی میرند
تمام باغ نشسته که کی رسی ازراه
ببین که یاس واقاقی چه زارمی میرند
بیاکه یاس واقاقی شقایق ومریم
وغنچه ها همه درعشق یارمی میرند
درانتظار تو و درقدوم مقدم تو
نظاره کن که چه باافتخار می میرند
چه ترسی ازغم عشق توای الهه مهر
که عاشقان تو بالای دارمی میرند
خداکند که بیایی که انتظاربس است
که عاشقان تو درانتظارمی میرند
شعرازمریم غریبی ازشهرشهیدان میلاجرد




