تبليغاتX
خط خطی های دلتنگی


 

 

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

 

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس ...

 

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

 

و چه اندازه شیرین است امروز...

 

روزی که تو آغاز شدی!

 

 

سی امین سالگرد پیروزی انقلاب و آغاز دهه ی چهارم از بهار جاودانه ی پیروزی ایران عزیز و

 

همچنین متولد شدن دلنوشته های انتظار مان  که تقارنی  پر معناست مبارک باد.

 

آمدیم  بعد از مدتها سکوت ...بعد از این همه خستگی ...آمدیم تا یادمان باشد که روزی متولد شده

 

ایم ...روزی اینجا نفس کشیده ایم روزی اینجا در شادی ها و انتظار ها تپیده ایم... امروز سالگرد آغاز

 

دلنوشته های انتظار و بیقراری های ماست . آن روزها من و تو چه شوقی برای نوشتن داشتیم و این

 

روزها انگار از تمام آن هیجانها دور شده ایم.

 

 میبینی  زندگی دارد ما را هم در گردونه ی پر تلاطم خویش گم میکند و بازیمان میدهد!! . این همان

 

جمله ای است که این روزها از زبان همه شنیده میشود ولی نه شاید همه ی اینها تنها بهانه ای باشد

 

برای دور شدن از غصه ها و خلوت گزیدن و سکوت ...شاید راه چاره ای برای فرار از واقعیت راهی برای آرام

 

کردن خود ... ولی نه انگار هنوز هم آدمهایی پیدا میشوند که سکوت را میشکنند و به من میفهمانند که 

 

زندگی در تداوم احساس و ایمان در جریان است  و ایران من هنوز  منقلب از انقلابی عظیم  تکبیر جاودانه

 

ی الله اکبر سر میدهد  آری امروز من و تو آدمهایی را دیدیم که بعد از گذشت 30 سال از لحظه های ناب

 

عاشقی آمده بودند تا بار دیگر شمع تولد انقلاب را فروزان نگه دارند و به تمام آنهایی که از عاقبت دینداری

 

و پایبندی به ایران و ایرانی نگرانند ثابت کنند  که هنوز  جان دادن ها و شور ایمان خویش را از یاد نبرده

 

اند .

 

وقتی یادم آمد که  امروز سالگرد ثبت دلنوشته های انتظار مان است  وما در

 

این مدت چه قدر در احوالات خویش غرق بوده ایم  به خود نهیب زدم  و به این فکر کردم که چگونه است

 

این مردم با گذشت 30 سال  هر سال  در یک روز مشخص  سر قرار همیشگی شان می آیند و دلدادگی

 

شان را پاس میدارند ولی من  به یاد قول و قراری که با دل بسته بودم ،  در مسیر انتظار  از واژه ها و

 

حقیقت ها کم آورده ام . باید دلم را وسعت بخشم .  باید بار دیگر  با دل میثاقی دوباره بندم  "ای دل اگر

 

چه آن روزهای بی قراری و بی تابی  دوشادوش پدران و مادران سرزمینت نبودی تا در لحظه

 

منقلب شدن قلوب و چشیدن طعم آزادی بعد از  سالها اسارت و حکومت شاهان دوران  نظاره

 

گر باشی ، اینک باید خود را برای انقلابی دیگر از جنس انتظار و به وسعت آسمان و به

 

سخاوت باران مهیا سازی اینک عصر توست آماده باش که در این  دوران هر کس به وسعت

 

دل خویش عاشق میشود و به اندازه ی چشم انتظاری اش  ارج نهاده میشود . آری ای دل من

 

آماده باش  که فصلی دیگر در راه است  اندکی تامل کن که مردی از نسل آفتاب و از تبار

 

محمد با دلی وسیع و پر محبت  به  یاری زمین و زمان و دل های پاک عالم خواهد شتافت . 

 

شتاب کن شتاب کن  آرزوهایت جوانه زده است دلت را ببین !!  دیدی؟؟ عاشق شده است 

 

اگر نجاتش ندهی کم می آورد  بس است این همه سکوت ...  بس است بهانه های رنگارنگ 

 

بهتر نیست  چلچراغ  آمدن  حضرت عشق  را بر سر در خانه ی دل  ریسه بندی . شاید 30

 

سال دیگر هم انقلاب پر نور مهدی فاطمه به یاری یاران با صفا و دل پاکش  حماسه آفریند 

 

ولی نه شاید آمدنش قریب و نزدیک باشد  شاید  3 سال دیگر شاید 3 ماه دیگر شاید 3 هفته    

 

، 3روز ، 3 ساعت ،3 دقیقه، وای  بر من اگر 3 ثانیه دیگر  ندای انا المهدی به گوش رسد 

 

باید چه کنم من هنوز لیاقت حضور در جمع عاشقان را نیافته ام   من در این مدت چه کرده ام

 

خدایا ؟

 

چرا در خواب   مانده ام؟چرا غرق آرزوهای خویش مانده ام ؟

 

خدایا اگر آنکس که منتظر آمدنش هستم بیاید ......؟؟؟؟؟ اگر بیاید و من هنوز به خود نیامده

 

باشم چه ؟

 

خدایا شرمنده ام نکن ...نگذار بعد از این همه مدت یا مهدی گفتن ها .... دعای فرج خواندن

 

ها  بشوم  مانند کسانی که میگویند و عمل نمیکنند ... کمک کن لایق شوم کمک کن با دل بیایم

 

و با دل بگویم و با دل بمیرم ... بگذار آن یکبار که قرار است بمیرم برای تو و به عشق دیدار

 

و وصال تو بمیرم  بگذار حتی مرگم  عاشقانه باشد .

 

پس با دل میگویم :

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج     اللهم عجل لولیک الفرج

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

اللهم عجل لولیک الفرج    اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

 

امید که در پس همه ی چشم انتظاری ها  نظاره گر  انقلاب حضرت  مهدی موعود (عج) 

 

باشیم.

 

 

آمین یا رب العالمین

 

دلنوشته های دخترانی از تبار انتظار و دلدادگی

 

 (زینت و زهرا)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387;ساعت 1:55 PM;  توسط زهرا & زینت;  |